بسیار پیش می آید که رفتارهای ما مورد قضاوت اطرافیان و حتی غریبه ها قرار می گیرد و افراد مختلفی ممکن است به خود اجازه دهند که حتی بدون درخواست ما، درباره کارهای ما نظر دهند. عده ای هم هستند که در پشت سر، نظرات خود را می گویند. در این نوشته می خواهیم قدری درباره تأثیر سخنان مردم در عمکردمان بیندیشیم. بخاطر خود یا بخاطر اطرافیان؟ نقش اطرافیان و گروه ها و جامعه در تصمیم گیریهای ما بسیار زیاد است. به گونه ای که ما بسیاری از تصمیم هایی که گمان می کنیم شخصاً و آگاهانه و با اراده خود می گیریم، در اصل همان تأثیری است که از بقیه افراد می‌گیریم. طبیعی است هر قدر رفتارهای ما بیشتر بر اثر انتخاب خود ما و نه تحت تأثیر مردم صورت گرفته باشد، در انجام امور خود راسخ تر خواهیم بود. همیشه افرادی پیدا می شوند که برای کارهای خود دلیل محکمی ندارند و تابع بقیه مردم هستند. به عبارت دیگر همیشه مقلد دیگرانند و منتظرند که ببینند بقیه مردم چه می کنند و چه می گویند. به عبارت دیگر تنهایی برای اکثر مردم دشوار است. البته نه لزوماً تنهایی جسمانی بلکه همین که بفهمیم نظرمان با نظر بقیه مردم تفاوت دارد، فکرها و علاقه ها و اهدافت در جهت مخالف آن چیزی است که جامعه می پسندد، در ما ترس پیدا می شود. بسیاری از مردم تحمل مقابله و رودر رو شدن با این ترس را ندارد و صحنه را خالی می کنند. به این جهت است که در بین ما این ضرب المثل معروف شده است که «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو». ترس از تنهایی و متفاوت بودن: یکی از امتحانات الهی همین ترس است. در آن هنگام که درست و غلط را در یک مسأله بدانیم اما بعد از آن باز به دیگران توجه کنیم و آنها را ملاک قرار دهیم در این آزمون شکست خورده ایم. به گفتگوی امام کاظم (ع) و یونس – که از یاران آن حضرت بود- دقت کنید: امام کاظم علیه السلام: با مردم به نرمی رفتار کن. یونس: به من می گویند تو زندیق (کافر) هستی. امام کاظم علیه السلام فرمود: «اگر در دستانت مروارید داشته باشی ولی مردم بگویند که سنگریزه است، آیا چیزی از دست داده ای؟ یا اگر در دستت سنگریزه باشد ولی مردم بگویند که مروارید داری، آیا حرف مردم به تو فایده ای می‌رساند؟» (بحارالأنوار، ج ۲، ص ۶۶) دقت این تشبیه از امام کاظم علیه السلام برای ما بسیار سودآور است. هرچه مردم درباره ما بگویند، همان تصورات و تخیلاتشان است و آنچه خودمان درباره خودمان می دانیم در واقع همانی است که در مشت خود داریم. حال اگر همه مردم درباره ما گمان بدی کنند اما خودمان با دلایل روشن می دانیم که راه و طرز فکرمان درست است، نباید دلزده و رنجیده شویم و اگر همه مردم هم به ما خوش گمان باشند، اما خود می دانیم که در راه نادرست قدم برمی داریم، هرگز نباید دلمان را به حرفهای مردم خوش کنیم. در روایت بالا، شخصی به نام یونس که از پیروان بامعرفت امام کاظم علیه السلام بود درباره تهمت های مردم با امام زمان خود درد دل می کرد. برای اینکه منزلت والای یونس به این واقعه توجه کنید که برای ما هم درس آموز است: محمدبن عیسی از برادرش جعفر چنین نقل کرده است: «نزد امام رضا علیه السلام بودیم و یونس بن عبدالرحمن هم آنجا بود که گروهی از بصری ها اجازه ورود خواستند. امام رضا علیه السلام به یونس اشاره کرد که به داخل اتاقی برود و تا زمانی که گفته نشود بیرون نیاید. بصری ها آمدند و بسیار درباره یونس بدگویی کردند و بعد از آنکه رفتند امام به یونس اجازه داد بیرون بیاید. او با چشمی گریان گفت: «جانم فدایت من مدافع جریان ولایت شما هستم و [نه تنها دشمنان، بلکه] همفکرانم هم با من اینگونه رفتار می کنند. علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود: «وقتی امام تو از تو راضی است دیگر حرفهایشان چه ضرری برای تو دارد؟ با مردم تا حد شناخت خودشان سخن بگو و آنچه را نمی شناسند رها کن…» از این سخن امام کاظم علیه السلام می فهمیم که حتی کسانی که به امامت ائمه ما در زمان غربتشان معتقد بوده و از یاران ائمه بوده اند هم نیازمند این نوع تذکرها بوده اند. تذکرهایی که عصاره آن چنین است: «وقتی ارزش حرف و ارزش وجود خود را فهمیده ای، دیگر از گفته ها و تهمت های مردم مأیوس و دلزده نشو.» و تذکر دیگر اینکه «هر حرفی را برای هر کسی نگو و مراقب باش که مردم سطح فکرهای مختلفی دارند.» سرزنش: در اینجا مناسب است قدری هم درباره سرزنش توضیح دهیم؛ زیرا سرزنش های دیگران به قدری سخت و آزار دهنده است که قرآن درباره آن واژه «ترس» را به کار برده است: وَلا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ شکل کامل آیه به این شکل است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْموْمِنینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَلایَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (مائده، ۵۴) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر کس از شما از دین خود برگردد (زیانى به خدا نمى‏زند) خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند، در برابر مومنان رام و خاضعند و در برابر کافران مقتدر و پیروز، در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏هراسند. این (ایمان و محبت و شهامت) فضل خداوند است که به هر کس بخواهد مى‏دهد و خداوند (از نظر وجود و توان و رحمت) گسترده است و داناست. در میان اطرافیان پیامبر (ص)، قهرمان این عرصه امیرالمومنین (ع) است به طوری که امام باقر و امام صادق علیه السلام فرموده اند که این آیه در شأن آن حضرت نازل شده است. (بحارالانوار، ج۳۲، ص۸۳) و قائم آل محمد و یاران او در وقت ظهور هم مصداق های دیگری برای این آیه هستند. (بحارالانوار، ج۳۱، ص۵۷۷)
همه می دانیم که نجات و جلب منافع حقیقی در دنیا و آخرت از راه پیروی قرآن و پیامبر و اهل بیت صورت می گیرد. بنابراین در این راه حتما آزمایش خواهیم شد و پایداری ما در راه قرآن و اهل بیت، بسیار وابسته به آن است که در راه حقیقتهایی که می شناسیم پایداری کنیم و حتی اگر اکثر مردم از کنار ما دور شدند، باز دست از پیگیری راه حق برنداریم و از ملامت ملامت کنندگان نترسیم. در عین شجاعت باید وقت شناس باشیم و حرفها و اعمالمان بجا و با رعایت ظرفیتهای مخاطبان باشد. هر وقت چنین باشیم وقت آن می رسد که از سرزنش های مردم تأثیر منفی نگیریم.
منابع:
-سایت قرآنی تبیان
– بحارالأنوار، ج ۲، ص ۶۶
– بحارالانوار، ج۳۲، ص۸۳
– بحارالانوار، ج۳۱، ص۵۷۷

گردآوری: صفورا میرزائی

برچسب ها :ناموجود