گاهی کافی است چند دقیقه در سکوت یک مسجد بنشینیم؛ جایی که نسل‌های مختلف در کنار هم نفس کشیده‌اند، دعا کرده‌اند، خندیده‌اند، اشک ریخته‌اند و تصمیم‌های مهم زندگی‌شان را گرفته‌اند.

مسجد فقط یک ساختمان نیست؛ حافظه‌ی جمعی یک محله است. اما سؤال اینجاست: در زمانه‌ای که ذهن و دل مردم بیشتر در گوشی‌هایشان جریان دارد تا در کوچه‌ها، چگونه می‌توان این حافظه‌ی جمعی را زنده نگه داشت؟

واقعیت این است که رسانه امروز فقط ابزار انتقال پیام نیست؛ بخشی از سبک زندگی ماست. اگر زمانی منبر، رسانه‌ی اصلی بود، امروز صفحه‌های مجازی، کانال‌ها و پلتفرم‌ها میدان اصلی روایت را در دست گرفته‌اند. بنابراین اگر از تقویت فرهنگ مسجد‌محوری سخن می‌گوییم، نمی‌توانیم رسانه را بیرون از این معادله ببینیم.

فرهنگ مسجد‌محور یعنی زندگی‌ای که در آن مسجد نقطه‌ی اتصال آدم‌هاست؛ جایی برای عبادت، برای همدلی، برای حل اختلاف، برای کمک به نیازمند و برای شنیدن حرف همدیگر. اگر رسانه بتواند این تصویر زنده و انسانی را روایت کند، قدم بزرگی برداشته است. اما اگر مسجد فقط در قاب‌های رسمی و مناسکی نمایش داده شود، طبیعی است که نسل جوان کمتر با آن احساس نزدیکی کند.

نخستین راهبرد، تغییر روایت است. باید از مسجد، قصه گفت؛ قصه‌ی جوانی که در مسجد مسیر زندگی‌اش را پیدا کرده، قصه‌ی گروهی که از دل یک هیئت کوچک به یک حرکت اجتماعی تبدیل شده‌اند، قصه‌ی محله‌ای که مسجدش پناه روزهای سخت مردم بوده است. مردم با «روایت» ارتباط می‌گیرند، نه با شعار.

دوم، حضور فعال خود مسجد در فضای رسانه‌ای است. امروز اگر نهادی در فضای مجازی دیده نشود، انگار بخشی از واقعیت اجتماعی را از دست داده است. مسجد می‌تواند صدای خود را داشته باشد؛ نه صدایی تبلیغاتی، بلکه صمیمی، پاسخ‌گو و گفت‌وگومحور. اطلاع‌رسانی ساده، معرفی فعالیت‌ها، پاسخ به پرسش‌های جوانان، حتی انعکاس دغدغه‌های محله، همه می‌تواند پلی باشد میان مسجد و نسلی که بیشتر وقتش را در جهان دیجیتال می‌گذراند.

سوم، فهم زبان نسل جدید است. نسل امروز با تصویر، با ویدئوهای کوتاه، با گفت‌وگوی دوطرفه ارتباط برقرار می‌کند. اگر پیام مسجد همچنان در قالب‌های طولانی و یک‌سویه باقی بماند، طبیعی است که در ازدحام محتوا دیده نشود. به‌روز کردن زبان ارتباطی، به معنای تغییر ارزش‌ها نیست؛ بلکه یعنی رساندن همان پیام با زبانی که شنیده شود.

چهارم، نشان دادن کارآمدی اجتماعی مسجد است. مردم وقتی به نهادی دل می‌بندند که حضورش را در زندگی روزمره‌شان حس کنند. اگر رسانه‌ها نقش مسجد را در حل مشکلات محله، در کمک‌های مردمی، در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی برجسته کنند، تصویر مسجد از یک مکان صرفاً آیینی به یک پناهگاه اجتماعی تغییر خواهد کرد.

در نهایت باید بپذیریم که رسانه تهدید نیست؛ آینه‌ای است که می‌تواند تصویر مسجد را بزرگ‌تر یا کوچک‌تر نشان دهد. اگر ما روایت را به دست نگیریم، دیگران آن را خواهند نوشت. فرهنگ مسجد‌محور در عصر رسانه، نیازمند انفعال نیست؛ نیازمند حضور هوشمندانه است.

مسجد هنوز می‌تواند محور همبستگی باشد، اگر صدایش در هیاهوی رسانه‌ها گم نشود. و این، بیش از هر زمان دیگر، به انتخاب و تدبیر ما بستگی دارد.

✍️ الهام جمالوندی

برچسب ها :ناموجود