پدیدهٔ حجاب و پوشش در جامعه، فراتر از یک موضوع سادهٔ فردی، همواره آینهای تمامنما از هویت، ارزشها و فرهنگ یک ملت بوده است.
در این میان، اشاعهٔ پدیدهٔ بیحجابی و بدحجابی در سالهای اخیر، چالشی عمیق را پیش روی جامعه قرار داده که تحلیل آن، نیازمند نگاهی دقیق و متفاوت است.
برای درک بهتر این چالش، میتوان از مثالی حقوقی و آشنا بهره گرفت: «برابر اصل کردن مدارک». وقتی سندی رسمی مانند یک مدرک تحصیلی یا هویتی، نیاز به تأیید در مراجع قانونی دارد، صرفاً یک کپی از آن پذیرفته نمیشود. چرا که کپی، حتی اگر شبیه اصل باشد، در نوع رنگ و ظاهر ممکن است دچار تغییراتی شده باشد.
برای پذیرفته شدن و اعتبار، لازم است این کپی به تأیید مرجع صادرکننده برسد تا با مهر «برابر با اصل»، همان ویژگیهای سند اصلی را داشته باشد و هویت آن را حفظ کند. حال این پرسش مطرح میشود: چگونه است که برای هویت ظاهری و قیافهٔ انسانها که ارزشی به مراتب والاتر دارند، این میزان از دقت در حفظ «اصل» وجود ندارد؟
در مقطع کنونی، شاهد تغییرات عمیقی در ظاهر و پوشش برخی افراد در سطح شهر و مجامع عمومی هستیم. این تغییرات تا حدی پیش رفته است که گاهی اوقات، فرد با استفاده از پوششهای نامناسب، بزکهای غیرمتعارف و نیمهبرهنگی، چنان از قیافهٔ واقعی و هویت اولیه خود فاصله میگیرد که تشخیص او حتی برای آشنایان نیز دشوار میشود.
این وضعیت، مصداق بارز «عدم تطابق کپی با اصل» است. افرادی که روزی با پوشش متناسب و محجبه شناخته میشدند، امروز تحت تأثیر القائات رسانههای بیگانه و مدهای وارداتی، تصویری دیگر از خود ارائه میدهند.
با تغییرات گسترده در ظاهر، “کپیِ” فرد به قدری از “اصلِ” هویت و منش او دور میشود که آنچه در اذهان به عنوان آدمیت و شخصیت اصیل تعریف شده، زیر سایهٔ شکلی غیرمعمول و بیگانه قرار میگیرد.
این تغییرات ناگهانی و چشمگیر، بهطور بارز در محیطهای آکادمیک قابل مشاهده است. دانشجویی که در بدو ورود به دانشگاه، با پوشش اسلامی و ظاهری محجبه (که عکسهای پروندهاش گواه آن است) وارد میشود، پس از گذراندن چند ترم، با تغییرات تدریجی در نحوهٔ پوشش، چنان هویت ظاهریاش متحول میشود که مقایسهٔ عکس روز اول و ظاهر روز فارغالتحصیلیاش، مصداق کامل «کپی نابرابر با اصل» است.
این تحول، تنها مختص قشر دانشجو نیست؛ بلکه در فروشگاهها، داروخانهها، اماکن عمومی و اقشار مختلف جامعه نیز به شکلی نگرانکننده رواج یافته است.
همانطور که نظام حقوقی برای اعتبار بخشیدن به اسناد، بر «برابر با اصل شدن» اصرار میورزد، جامعه و متولیان امر نیز باید در مواجهه با این معضل، اقداماتی اساسی برای احیای هویت پوششی اصیل انجام دهند.
متولیان دانشگاهها، اماکن تجاری، پارکها و مجامع عمومی، لازم است در پذیرش و ارائهٔ خدمات به افراد، رعایت پوشش مناسب را یک شرط ضروری قرار دهند.
این امر، نوعی فیلترینگ مثبت و فرهنگی است که به بدحجابان و بیحجابان این پیام را منتقل میکند: پوششِ نامناسب، مانند کپی تأیید نشدهای است که در نظام اجتماعی پذیرفته نیست و برای برخورداری از مزایا و حضور مؤثر، لازم است خود را به «اصل» که همان پوشش و حجاب مطلوب جامعه است، نزدیک کنند.
اجرای این شیوه، نه یک برخورد سختگیرانه، بلکه تلاشی برای حفظ هویت جمعی و جلوگیری از شیوع الگویی است که اصلِ فرهنگی و دینی جامعه را تحتالشعاع قرار داده است.
با این تدبیر، میتوان امید داشت که از گسترش این معضل و پیامدهای سوء آن کاسته شود و جامعه دوباره به سمت اصالت و هویت واقعی خود بازگردد.
✍️ الهام جمالوندی











ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0