✍🏻وحید جمالوندی

گاهی روزهایی در تاریخ رقم می‌خورد که در آن‌ها، شهرها دیگر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیستند؛ شهرها به قلبِ واحدِ یک ملت بدل می‌شوند.

امروز تهران، با تمامِ سنگینیِ اندوهش، شاهد یکی از سخت‌ترین روزهای تاریخ خود است. روزی که واقعیتِ تلخ و گزنده، بر دل‌ها سنگینی می‌کند: «رهبر عزیزمان دیگر میان ما نیست.» این حقیقتی است که هر چه در آن عمیق‌تر شویم، بغضِ گلویمان را بیشتر می‌گیرد.

اما در میان این اندوهِ عمیق، چیزی هست که از هر بغضی بزرگ‌تر است؛ و آن، «عشق» است. مردم از دور و نزدیک، از شهرو روستا و از قلبِ خانه‌هایشان، راهی مصلای امام خمینی(ره) شدند. آن‌ها نه برای یک مراسم رسمی، که به عشقِ انسانی آمده بودند که راه را برایشان روشن کرد.

آن‌ها آمدند تا بگویند حتی اگر پیکر مطهر در میان ما نباشد، اثر و یاد او در خون ما جاری است. این حضورِ میلیونی، نه از سرِ عادت، بلکه از سرِ ایمان و آن عشقِ خالصانه‌ای است که در نگاهِ خیسِ پیران و جوانان دیده می‌شود.

با وجود گرمای طاقت‌فرسا، با خستگیِ ناشی از شب‌زنده‌داری و با سنگینیِ این روزهای سخت، هیچ‌کس از مسیر بازنگشت. خیابان‌ها و ورودی‌های مصلای امام خمینی(ره) زیر بار موجی از جمعیت فرو رفته است؛ جریانی بی‌پایان از مردمی که در میانِ دعا، صلوات و اشک، تنها یک هدف دارند: «بدرقه کردن محبوبشان.» این جمعیت، برخاسته از قلبِ یک ملتِ مؤمن و عاشق است که حتی در اوجِ غم، ایستادگی و حضور می‌کنند.

عظمت این عشق، در تار و پود شهر و حتی در زیرزمین‌های مترو نیز جاری بود. آماری که لرزه بر تنِ اعداد می‌اندازد؛ از ساعت ۵:۳۰ صبح روز گذشته تا ۷ صبح امروز، بیش از ۷ میلیون و ۱۴۱ هزار و ۲۱۲ سفر در متروی تهران ثبت شده است. این آمار، نشان‌دهنده جابه‌جاییِ میلیون‌ها قلبِ تپنده است که برای یک لحظه دیدنِ مسیرِ آخرین وداع، از هیچ سختی‌ای نمی‌ترسند.

با طلوع سپیده، وقتی صفوفِ نماز تا دوردست‌ها امتداد یافت، سکوتی سنگین بر مصلای شریف حاکم شد؛ سکوتی که تنها با صدای گریه و بغض‌های شکسته معنا می‌شد. و آن‌گاه که سرود ملی جمهوری اسلامی ایران در فضا طنین‌انداز شد، تمامِ آن جمعیتِ میلیونی، یک‌صدا و با چشمانی اشک‌بار، آن را زمزمه کردند. در آن لحظه، گویی زمین و آسمان یکی شده بودند تا شاهدِ ادای احترامِ یک ملتِ عاشق به رهبرِ محبوبشان باشند.

این حضورِ بی‌وقفه، این موجِ انسانی که همچنان در خیابان‌ها جاری است، نشان می‌دهد که وداع با یک رهبر، پایانِ یک مسیر نیست؛ بلکه تجدیدِ عهد و پیمان است.

ما آمدیم تا بگوییم: «رهبر، تو در میان ما هستی؛ در اشک‌های ما، در دعاهای ما و در این حضورِ میلیونی که از سرِ عشق است.» این وداع، روایتی است از وفاداریِ ملتی که عشق را بر هر چیزی مقدم می‌دارد.
#باید_برخاست
#بدرقه_آقای_شهید_ایران
#ایلام_دروازه_عتبات_عالیات

برچسب ها :ناموجود