✍️الهام جمالوندی
مهر یعنی دوباره امید…. مهر که میرسد، انگار شهر دوباره نفس میکشد…
این روزها هر طرف را که نگاه میکنم، خانوادههایی را میبینم که با عشق در تکاپوی آماده کردن بچههایشان برای مدرسهاند؛ کیف نو، کفش نو، لباس نو، دفترهای رنگارنگ، مدادهایی که هنوز تراش نخوردهاند و پاککنهایی که قرار است اشتباههای کوچک را پاک کنند…
اما پشت همه این خریدها، چیزی بسیار زیباتر پنهان است؛ آرزو…
آرزوی پدر و مادری که دلش میخواهد فرزندش با خیال راحت بزرگ شود، یاد بگیرد، پیشرفت کند و روزهای خوبی در انتظارش باشد…
و چه زیباست دیدن آن ذوق کودکانه…
وقتی بچهای کیف تازهاش را به دوش میاندازد، لباس مدرسهاش را با شوق میپوشد و با چشمانی پر از هیجان، خودش را برای اولین روز مدرسه آماده میکند…
راستش را بخواهید، دیدن این صحنهها برای من فقط زیبا نبود؛ دلم را گرم کرد.
از ته قلبم خوشحال شدم برای این همه شوق، برای این همه ذوق کودکانه، برای لبخندهایی که هنوز سادهترین اتفاقها میتوانند روی صورتشان بنشانند.
کاش قدر این روزها را بیشتر بدانیم…
کاش همیشه کودکانمان فرصت تجربه کردن همین شادیهای ساده را داشته باشند؛ فرصت مدرسه رفتن، دوست پیدا کردن، یاد گرفتن، خندیدن و رویا ساختن…
برای تکتک بچههایی که امروز با کیفهای نو و قلبهای پر از آرزو راهی مدرسه میشوند، آرزو میکنم: سال تحصیلیشان پر از شادی باشد؛ پر از موفقیت؛ پر از خندههای واقعی، پر از دوستهای خوب، پر از تجربههای شیرین…. و پر از روزهایی که بعدها با لبخند به یادشان بیاورند.
مهر فقط شروع مدرسه نیست؛ شروع فصل تازهای از رویاهای کودکیست.
امیدوارم امسال، سهم همه کودکان از این فصل، لبخند باشد و امید و خاطرههای خوب…
مهر مبارک، به تمام کودکان سرزمینم و به خانوادههایی که با عشق، رؤیای فردای فرزندانشان را میسازند.











ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0