✍️الهام جمالوندی
فردا اولین روز مدرسه است؛ روزی که باید کوچهها پر باشد از صدای خنده و شوق دانشآموزانی که با کیفهای نو راهی مدرسه میشوند.
اما امسال، در گوشهگوشه این سرزمین، بعضی نیمکتها خالی است…
در میناب، جای ۱۶۸ دانشآموز خالی است…
و چه دردناک است تصور پدر و مادری که به جای بدرقه فرزندشان به مدرسه، بر سر مزار او میروند و با دلی شکسته، زانوی غم در بغل میگیرند.
در سراسر کشور نیز دانشآموزانی هستند که دیگر صبح اول مهر را نخواهند دید؛ دانشآموزانی که باید امروز دغدغه درس و مشق و زنگ تفریح داشته باشند، اما جای خالیشان بر نیمکتها، سنگینی غمی بزرگ را به دلها مینشاند….
در جریان حملات اخیر نیز خانوادههای بسیاری داغدار شدند و دانشآموزانی جان خود را از دست دادند؛ از جمله کودکانی که در تهران قربانی شدند.
عددها هرچقدر هم بزرگ باشند، پشت هر عدد، یک نام است، یک خانواده، یک اتاق خالی و یک قلب شکسته.
و تلختر از جای خالی دانشآموزان، جای خالی پدر و مادرهایی است که آرزو داشتند اولین روز مدرسه فرزندشان را ببینند؛ کیفش را بردارند، لباسش را مرتب کنند، دعای خیر بدرقه راهش کنند و از پشت پنجره، رفتنش را تماشا کنند…
اما خودشان دیگر نیستند؛ مهر امسال، فقط آغاز یک سال تحصیلی نیست؛ یادآور این حقیقت تلخ است که بعضی صندلیها دیگر هرگز پر نمیشوند.
کاش فردا، وقتی زنگ مدرسه به صدا درمیآید، لحظهای به نیمکتهای خالی فکر کنیم….
به کودکانی که آرزوهایشان ناتمام ماند…. به پدر و مادرهایی که چشمانتظار فرزندشان بودند.
و به خانوادههایی که امسال، جای یک عزیز را در سفره، خانه و قلبشان خالی میبینند…
اول مهر مبارک همه دانشآموزان…
و یاد همه آنهایی که باید امروز کنارمان میبودند، اما نیستند، گرامی…
باشد که هیچ مادری برای فرزندش لباس مدرسه را با اشک در چشم آماده نکند، هیچ پدری به جای رساندن فرزندش به مدرسه، راهی مزار او نشود و هیچ نیمکتی، هیچوقت، به خاطر جنگ و خشونت خالی نماند.
مهر، برای همه کودکان، باید فصلِ زندگی باشد؛ نه فصلِ داغ و جای خالی.











ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0